" می توانیم"

منبع: کتاب « من اگر یکبار دیگر به دنیا می آمدم».گردآوری سیده سارا شفیعی.

انتشارات بهارسبز.1391-صفحه118

رام کنندگان حیوانات سیرک برای مطیع کردن فیل ها از ترفند ساده ای استفاده می کنند ؛زمانی که حیوان هنوز بچه است یکی از پاهای او را به تنه ی درختی می بندند.حیوان جوان هر چه تلاش می کند نمی تواند خود را از بند خلاص کند. اندک اندک این عقیده که تنه ی درخت خیلی قوی تر از اوست در فکرش شکل می گیرد.

وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد کافیست شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگر را به شاخه ای گره بزند.فیل برای رها کردن خود تلاشی نخواهد کرد.فکر ما نیز همچون فیل ها اغلب با رشته های  ضعیف و شکننده ای بسته شده است.اما از آنجا که از کودکی قدرت تنه ی درخت را باور کرده ایم، به خود جرأت تلاش کردن نمی دهیم.غافل از اینکه برای به دست آوردن آزادی، یک عمل جسورانه کافی است.

خودتان را با همه وجود باور کنید بدانید قدرتی درون شما وجود دارد که از هر مانعی بزرگتر است.

 

*امروز سوال خوب پرسیدی؟*

روزی از ایزیدور رابی برنده جایزه نوبل فیزیک پرسیدند:« چرا دانشمند شدید و حوققدان ، پزشک یا تاجر نشدید؟ او پاسخ داد:« مادرم بی آنکه خودش چنین قصدی داشته باشد باعث شد که من دانشمند شوم.مادران معمولاً وقتی فرزندان شان از مدرسه بر می گردند می پرسند:« خب امروز چیزی یادگرفتی؟ اما مادر من همیشه می پرسید:ایزی، امروز یک سوال خوب پرسیدی؟ همین پرسیدن سوال خوب مرا دانشمند کرد؟»