"کانت" قانون اخلاقی را راهنمای آدمی به جهان معنوی و برانگیزنده ی اعجاب و احترامی شگفت انگیز می یابد و کتاب" نقد خرد عملی"‌را با بیان این شگفتی و احترام به پایان می برد:

« دو چیز جان مرا از اعجاب و احترام سرشار میکند چنانکه هر چه اندیشه ام بیشتر و ژرف تر به آن می پردازد این شگفتی و احترام فزونی می یابد؛آسمان پرستاره بالای سر من و قانون اخلاقی در درون من».

... اولی از جایی که من در جهان حسی و بیرونی دارم آغاز می شود و بستگی های مرا با این جهان افزون می کند و تا حد جهان های آنسوی جهان ها و نظام هایی آنسوی نظام ها و زمان بی پایان دوران های حرکتشان و آغاز و تداوم انها گسترش می دهد. اما آن دیگر، از خود ناپیدای من از شخصیت من آغاز می شود و مرا به جهانی میبرد ک هبراستی بی پایان است و تنها فهم است که بویی از آن می برد و بدینوسیله است که در می یابم در شبکه ای از بستگی هایی که فقط اتفاقی باشد نیستم! بلکه بستگی من با این جهان بی پایان نیز همانند بستگی های جهان دیده شدنی لازم وکلی است. دیدگاه نخست و نگریستن به جهان های بی شماراهمیت وجود مرا
ناچیز می کند و به من می فهماند که وجودی حیوانی هستم و ماده ای که از ان پدید
آمده ام پس ازآنکه چندگاهی از زندگانی برخوردار بوده است بی آنکه کسی چگونگی آن را بداند باید دوباره به سیاره ای که خود آن جز نقطه ی ناچیزی از کیهان نیست بازگردد.
اما از سوی دیگر دیدگاه دوم ارزش مرا چون یک باشنده ی معنوی به یاری شخصیت و قانون اخلاقی آن- که آشکار کننده ی یک زندگی آزاد از هرگونه حیوانیت و حتی از کل جهاندیده شدنی است ...- تا بی نهایت بالا می برد.

منبع: درآمدی به فلسفه/ اثر دکتر میر عبدالحسین نقیب زاده