معرفی کتاب هوش های چندگانه در کلاس های درس نوشته ی توماس آرمسترانگ

 ترجمه ی : مهشید صفوی

مطلب زیر از این کتاب از صفحات 157 و 158  انتخاب شده است.

هوش های چندگانه گاردنر و آموزش

مدرسه ی MI

تجلی تئوری MI   ( هوش های چندگانه گاردنر ) گستره ای بسیار فراتر از آموزش در کلاس درس را شامل می شود. در حقیقت تئوری هوش های چندگانه در پی تغییرات بنیادین در ساختار و روش

آموزشی مدارس است.

این تئوری به تمام آموزگاران چنین پیام می دهد : دانش آموزانی که در آغاز هر روز ، در مدرسه حضور می یابند ، حق دارند تا از تجربیاتی که همه ی مقولات هوشی چندگانه ی آنها را فعال  می کند و توسعه می بخشد ، استفاده کنند. کلیه ی دانش آموزان باید در طول روز ، در معرض برنامه ها ، پروژه ها و دوره هایی قرار گیرندکه به ایجاد و توسعه ی مقولات هوشی آنها کمک  می کند و بناید تنها مهارت های شفاهی و منطقی آنان که طیّ دهه های متمادی ، فراتر از سایر مباحث در آموزش و پرورش آمریکا مطرح بوده اند ، مورد توجه قرار گیرد


 

 

 

قابل توجه مدارس ایران و معلمان زحمت کش زود بازده ایران ! ( بیان این جمله توسط وبلاگ نویس مطرح شده )

MI   و مدرسه سنتی

در بسیاری از مدارس امروزی ، برنامه هایی که به هوش های فراموش شده ( مانند موسیقایی ، مکانی ، حرکتی ، جسمانی ، طبیعت گرا ، میان فردی و درون فردی ) می پردازند ، اغلب به عنوان

موضوعات حاشیه ای یا دست کم موضوعاتی در کنار مطالب آموزشی ( اصلی ) تلقی می شوند.

وقتی یکی از نواحی آموزش و پرورش ، با بحران بودجه مواجه می شود ، مدیران مالی معمولا برای صرفه جویی در هزینه ها ، در بدو امر به بررسی برنامه های محاسباتی و خواندنی نمی پردازند ؛ بلکه ابتدا برنامه های آموزش موسیقی ، هنر و تربیت بدنی را کنار می گذارند. ( وبلاگ نویس :  خواننده گرامی ! درست مثل ایران )

« جان گودلاد » در تفسیر مشاهدات خود از مدارس مختلف ، در اثر جاودانی « بررسی تحصیلی » می نویسد : « من متاسّفم که کلاس های هنری تا حدّ بسیار زیاد تحت الشعاع دروس انگلیسی ، ریاضی و سایر موضوعات علمی قرار می گیرند. این کلاس های هنری ، بازگو کننده ی روح فردی دانش آموزان و تجلّی گاه خلّاقیت هنری آنان نیست و نمی تواند موجبات پیشرفت هنری جامعه را فراهم کند. »

گودلاد کلاس های تربیت بدنی را کاملا ضعیف می داند و می گوید : « چیزی که بتوان آن را برنامه نامید ، وجود خارجی ندارد. تربیت بدنی در واقع ، به ساعت زنگ تفریح معلم تبدیل شده است.

(  ولاگ نویس : درست مثل ایران )

در صفحه ی 43 می خوانیم :

سنجش هوش های چندگانه ی دانش آموزان

برای بررسی جامع هوش های چندگانه ، روش و آزمون خاصی وجود ندارد و اگر کسی اظهار نماید که قادر است به وسیله ی کامپیوتر در مدت 15 دقیقه نموداری رسم نماید که نقاط قوت و ضعف دانش آموزان را در کلاس درس نشان دهد به گمان من باید به اظهارت او شک کرد. این سخن بدان معنا نیست که تست های معمولی در زمینه ی هوش دانش آموزان نمی تواند اطلاعاتی در اختیار ما قرار دهد ؛ بلکه همان طور که در ادامه عنوان خواهد شد ، این کار تنها سرنخ هایی را دراین مورد در دسترس ما قرار می دهد. با این حال بهترین روش سنجش هوش های چندگانه ی دانش آموزان روشی است که همه ی افراد قادر به انجام آن هستند ؛ یعنی روش مشاهده ی ساده.

من همیشه با شوخ طبعی به معلمان پیثنهاد می کنم که یکی از بهترین روش های شناسایی و کشف هوش های توسعه یافته ی دانش آموزان ، مشاهده ی نحوه ی « سوء رفتار » آنان در کلاس است. برای مثال ، دانش آموزی که از هوش زبانی بالایی برخوردار است ، امکان دارد خارج از نوبت صحبت کند ؛ دانش آمو.زی با هوش مکانی فوق العاده ، ممکن است به خط خطی کردن دفتر خود یا خیال پردازی مشغول شود ؛ دانش آموزی که در هوش درون فردی ، از توانایی بالایی برخوردار است احتمال دارد به معاشرت با دیگران بپردازد و دیگری با هوش طبیعت گرای خود ، ممکن است

بدون اجازه ، حیوانی را با خود سر کلاس آورد !

این دانش آموزان با این رفتارها ، می خواهند بگویند که : « این است روشی که من با آن مطالب جدید را  می آموزم و اگر تو از طبیعی ترین کانال یادگیری من وارد نشو.ی ، من باز این کارها را انجام خواهم داد.

همکاران ارجمند قضاوت در این خصوص با شما !!!!!

آنچه را مطالعه کردید از کتاب هوش های چندگانه در کلاس های درس نوشته ی توماس آرمسترانگ و با ترجمه ی مهشید صفری و انتشارات مدرسه است که خواندن آن را به تمامی عاشقان عرصه ی علم و دانش و پیروان تحقیق و پژوهش ، مدیران و معاونان و معلمان دل سوز و دانشجویان گرامی توصیه می کنم.